تبليغاتX

کمون

کمون

ترس از گام برداشتن بسوى سوسياليسم رقّت‌انگيزترين و بزرگترين خيانت به امر پرولتارياست - لنين

مصاحبه سایت دانشجویان سوسیالیست با رفیق پریسا نصرآبادی فعال سوسیالیست جنبش دانشجویی

دس_ رفیق پریسا با توجه به شرایط جدید سیاسی ایران بدون شک جنبش دانشجویی نیز در مقطعی حساس از تاریخ مبارزات خود به سر می برد، نظر شما درباره این شرایط جدید چیست؟

پریسانصرآبادی: این کاملا درست است که جنبش دانشجویی در مقطع حساسی به سر می برد در واقع می توان چنین گفت که جنبش دانشجویی طی سی سال گذشته و بعد از انقلاب 57 چنین شرایطی را تجربه نکرده است.

اکنون تمام مبارزات طی سه دهه اخیر وارد فاز جدیدی شده اند و مبارزه علیه دیکتاتوری اسلامی در آگاهانه ترین و گسترده ترین شکل آن در جریان است. می توان هدف کلی مبارزه در مقطع فعلی را که به صورت خودبه خودی توسط اقشار و گروه های مختلف مردم پیگری می شود  را جدال با دیکتاتوری حاکم دانست که در عریان ترین شکل خودش پس از یک کودتای انتخاباتی به قدرت رسیده . بنابراین، خواست آزادی ، عمومی ترین خواست و مطالبه ای هست که همه اقشار و طبقات و گروه های مختلف حاضر در این جنبش فراگیر حول آن گرد آمده اند و نیروهای خود را بر مبنای این خواست سازمان می دهند و تاکتیک هایی هم که اتخاذ می کنند همگی بر مبنای این استراتژی عمومی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 10  توسط کمون  | 

ماموریت سپاه پاسداران به بسیج دانشجویی برای مقابله با اعتراضات در دانشگاهها

 

"محمدعلی جعفری"، فرمانده کل سپاه پاسداران رژیم اسلامی در جمع مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاه های ایران، گفت: بسیج دانشجویی باید در برابر ناآرامی ها در دانشگاه ها واکنش نشان دهد و منتظر فرمان مافوق نباشد.

فرمانده سپاه به مسئولان بسیج دانشجویی هشدار داد که امسال نمی توانند تنها به برگزاری برنامه های معمول بسیج دانشجویی در سال های گذشته اکتفا کنند، زیرا ممکن است نوع عملکرد بسیج دانشجویی در سال های گذشته برای مقابله با وضعیت کنونی جوابگو نباشد.

فرمانده کل سپاه پاسداران رژیم اسلامی، اعتراضات ماههای اخیر در ایران را  بزرگترین خطر برای محتوای نظام جمهوری اسلامی طی 30 سال گذشته و  حتی خطرناک تر از جنگ ایران و عراق توصیف کرد و گفت: در این مدت تا مرز براندازی پیش رفتیم.

اظهارات فرمانده سپاه پاسداران در حالی بیان می شود که علیرغم تهدیدات مکرر سران رژیم و فرماندهان سپاه پاسداران، روز اول سال تحصیلی جدید با اعتراضات گسترده ای در دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف و برخی دانشگاههای دیگر همراه بود.

از دانشگاههای تهران، اصفهان، علم و صنعت و شیراز نیز خبر می رسد که فشار و تهدیدات علیه فعالین دانشجویی از سوی کمیته های انضباطی و وزارت اطلاعات افزایش یافته است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 13  توسط کمون  | 

آغاز بازگشایی مدارس و دانشگاهها و ترس و وحشت سران رژیم از آن

 

سیروان پرتونوری

امسال با بازگشايی مدارس و دانشگاهها ميليونها دانش آموز و دانشجو  نيز مثل هر سال با علاقه و شور و شوق جديد و با اميد به زندگی بهتر و به اميد رهايی از ظلم و ستم  و از بین بردن  خرافه اسلامی از جامعه و از محيطهای آموزشی، روانه کلاسهای درس ميشوند. با اينحال هنوز خيلی ها از نسل جوان پشت درهای مدرسه و دانشگاه مانده اند، هنوز برای خيلی ها مدرسه و کلاس مناسب و حتی مدرسه و کلاسی موجود نيست که پای به آن بگذارند. به جای تحصيل رايگان در تمام سطوح و کمک هزينه به کودکان و نوجوانان زير ۱۸ سال توسط دولت، هزينه اکثريت آنان به درآمد ناچيز پدران و مادران شان تحميل ميشود. 

 هنوز هزاران کودک و نوجوان يا در کوچه ها و حلبی آبادها رها شده اند و يا همراه پدران و مادران خود در مراکز کار و خیابانهای شهرها با فقر و فلاکتی که رژیم  اسلامی سرمايه به جامعه و به زندگی آنان تحميل کرده است، دست و پنجه نرم ميکنند. و بيکاری،فحشا ،اعتیادو فساد  نيز بخش وسيعی از نسل جوان جامعه ما را  تهديد کرده است.
رژیم  اسلامی در کنار بی حقوقی مطلق سياسی و اقتصادی و اجتماعی  که به مردم و جامعه ايران تحميل کرده است، از همان روز اول سرکار آمدن خود با اين نسل درافتاده است تا اين نسل را به سکوت و تمکين وادارد.  از يورش نظامی و به خون کشيدن دانشجويان گرفته تا کشيدن حجاب خفقان و جهل و خرافه اسلامی بر مدارس تا حضور و دخالت هر روزه مزدوران و ماموران اطلاعاتی رژیم  اسلامی در محطيهای آموزشی. با اينحال اين نسل به رژیم  اسلامی تمکين نکرده است و تمکين نخواهد کرد. اين نسل را رژیم  اسلامی نميتواند به شکست بکشاند. اين نسل به انترنت دسترسی دارد، زندگی جوان و امسال خود را  در جامعه مدرن را می بيند، دسترسی آنان را به امکانات مدرن و پيشرفته می بيند، با آنان ارتباط برقرار کرده  و ميکند، خود را و زندگی و آينده خود را با زندگی جوان دیگر کشورها مقايسه ميکند و به کمتر از زندگی مرفه و آزاد و مدرن رضايت نميدهد. اين نسل همراه مردم جامعه ای که در آن ۷۰ درصد آدمها ضد باورهای مذهبی و ضد خرافه  هستند و از دست رژیم  اسلامی کارد به استخوانشان رسيده است مبارزه خود را برای به زير کشيدن رژیم  اسلامی ادامه ميدهد. اين نسل و اين ۷۰ درصد مردم اين جامعه نيروی مادی  جنبش ما و اميد اين جامعه برای دست يافتن به آزادی و برابری و يک دنيای بهترند.
امسال در شرایطی سال تحصیلی جدید آغاز میشود که رژیم اسلامی چه در درون جناح های خود و چه در درون جامعه و چه در سطح بین المللی دچار بحران سیاسی عمیقی گشته است .تنها بحرانی که رژیم اسلامی و سرانش را بسیار نگران کرده است و هر روز در فکر برون رفت از آن هستند،اعتراض و خشم و بیزاری توده های مردم به جان آمده و جنبش های اجتماعی است که روز به روز این اعتراضات گسترده تر و به شیوه رادیکال و پیشرو رو به جلو می رود که این موج اعتراضی از سوی جنبش های اجتماعی موقعیت سیاسی کل رژیم اسلامی را به خطر انداخته به شیوه ای که در مقطع آغاز سال تحصیلی جدید و بازگشایی مدارس و دانشگاههای ایران سران رژیم اسلامی اللخصوص شخص خامنه ای از بازگشایی دانشگاهها و از سر گیری مبارزات و اعتراضات دانشجویی در درون دانشگاههای ایران به وهم افتاده و ترس و وحشت خود را از آن ابراز میدارد.برای مثال خامنه ای روز یکشنبه 8 شهریور ماه در جمع اساتید و مسئولین دانشگاهها نگرانی خود را از مشغول به تحصیل نزدیک به دو میلیون دانشجو در رشته علوم انسانی ابراز داشته و بیان میکنند که تحصیل و اموزش علوم انسانی در دانشگاههای ایران دانشجویان ما در دچار شک و تردید در باور و اصول های دینی و مذهبی می کند،و می گویند تعداد زیادی از دروس های علوم انسانی بر اساس بی اعتقادی به باورهای الهی و اسلامی بنیان نهاده شده اند و آموزش و تحصیل این علوم باعث سست شدن باورهای اسلامی در بین دانشجویان می گردد.
همچنین خامنه ای در ادامه از دولت احمدی نژاد،مجلس اسلامی و شورای فرهنگی تقاضا میکند که توجه زیادتری به این مسئله داشته باشند و آن را بیشتر کنترل کنند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 2  توسط کمون  | 

جای خالی تاثیرات جنبش چپ دانشجویی در اعتراضات اخیر مردمی

 

سیروان پرتونوری

 

بعد از کودتای انتخاباتی 22 خرداد که از سوی سپاه پاسداران رژیم اسلامی و به پشتیبانی  علی خامنه ای رئیس کل قوای رژیم اسلامی صورت گرفت یک بار دیگر در میان چندین نامزد انتخاباتی هم از جناح اصلاح طلب رژیم و هم از جناح اصول گرا، با تقلب و فریب و ریاکاری در روز روشن در یک کودتای عیان احمدی نژاد یک بار دیگر پست ریاست جمهوری  رژیم اسلامی را از آن خود کرد.  

کودتای سپاه پاسداران و تقلب عیان جناح اصول گرا موجی از خشم و بیزاری را در میان سران جناح اصلاح طلب رژیم و شخصیت های پایه بلند رژیم به وجود آورد، که هر کدام بنابه منافع خود و سهیم بودنشان در راس قدرت، زنگ خطر این کودتا را به صدا در آوردند و  هر کدام این عملکرد خامنه ای و کودتای سپاه پاسداران را به دور از اصول و چهار چوب  قانون اساسی رژیم اسلامی دانسته و آن را زنگ خطری برای کل سیستم رژیم می دانستند. میر حسین موسوی که خود را امام زمان قلمداد می کرد و شعار اصلاحات را بلند کرده بود و به سهم خود در  فکر نجات رژیم از خیزش توده ای مردم به جان آمده بود، فارغ از اینکه چندین سال قبل این شعار را سید خندانشان خاتمی بلند کرده بود و بجز توهم و فریب کاری در میان توده های مردم هیچ چیز دیگری را برای توده های مردم به ارمغان نیاورده بودند. این شعار دیگر ماهیت فریب کارانه خود را در میان توده های مردم از دست داده و مردم با هوشیاری و آگاهی هر چه زیادتر ماهیت ضد انسانی و ارتجاعی هر دو جناح رژیم را به خوبی درک کرده و هیچ گونه توهمی به آن ندارند. هر چند بخشی از توده های مردم بنا به نفرت و بیزاری که  از رژیم اسلامی داشتند و  خواهان تغییر بودند و به دلیل نبودن یک آلترناتیوی رادیکال و پیشرو به دنبال موج به اصطلاح سبز موسوی راه افتادند اما دیری نپایید که تعدادی از این بخش هم ماهیت اصلی و واقعی این کلاه برداران و فریب کاران جناح اصلاح طلب را به خوبی تشخیص داده و صف اعتراضی خود را از این موج سبز جدا کردند.

از سوی دیگر  کودتای سپاه پاسداران موجی از اعتراضات و خیزش های توده ای را در اکثر شهر های ایران به وجود آورد و در یک حرکت کم سابقه ای در طول حاکمیت رژیم اسلامی مردم به جان آمده به خیابان ها ریختند و شعار مرگ بر استبداد، مرگ بر خامنه ای، زندانی سیاسی آزاد باید گردد را سر دادند و خواستار پایان دادن به کل سیستم رژیم ضد انسانی اسلامی شدند که همچنان بعد از سرکوب و قتل و عام مردم تظاهر کننده از سوی نیروهای اطلاعاتی و بسیج این اعتراضات به شیوه های مختلف و پراکنده در شهر های مختلف ایران ادامه دارد.

در این تظاهرات ها و اعتراض ها تعدادی بسیاری از مردم به جان آمده جان خود را از دست داده و تعدای زیادی روانه زندانهای مخوف رژیم شدند و زیر سخت ترین شکنجه های جلادان رژیم اسلامی قرار گرفتند و تعدای نیز همچنان بی سرنوشت در زندانها رژیم به سر می برند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 12  توسط کمون  | 

گفت و گوی مجله آرش با صلاح مازوجی 


آرش:
شما جزو کدام دسته بوديد؟ شرکت در انتخابات يا تحريم؟ چرا؟

صلاح مازوجی:
آن دسته از احزاب و نيروها و افرادی که به مردم فراخوان شرکت در انتخابات رژيم را دادند، در واقع با اين سياست خود عملا به رژيم جمهوری اسلامی و انتخاباتش مهر مشروعيت کوبيدند. اين جريانات در اين شرايط بحرانی که رژيم برای بقای خود بيش از هر زمان ديگری به کشاندن مردم به پای صندوق ها و "کسب مشروعيت" نياز داشت به ياری جمهوری اسلامی شتافتند. جمهوری اسلامی که مدتهاست رابطه اش را با مردم اساسا بر مبنی سرکوب تعريف کرده است، برای حدادی کردن ماشين سرکوبش، برای اعتماد بنفس دادن به نيروهای سرکوبگرش و تداوم سرکوب لجام گسيخته به کشاندن مردم به پای صندوق ها رای نياز داشت، جرياناتی که فراخوان شرکت در انتخابات رژيم را دادند عملا به حدادی کردن ماشين سرکوب رژيم عليه مردم کمک رساندند. تکليف ما با اين دسته از احزاب و گروهها روشن است، موضع شرکت در انتخابات يک موضع ارتجاعی است، اين جريانات را ارتجاعی می دانيم.
اما موضع ما فراتر از تحريم انتخابات بود. ما از ابتدای سرکار آمدن جمهوری اسلامی با کليت اين رژيم سياسی و با کليه ساختارهای حاکميت آن مخالف بوده ايم بنابراين هر موضع و سياستی را که بنحوی تداعی کننده مشروعيت دادن به نظام جمهوری اسلامی باشد را نادرست می دانيم. از اين لحاظ سياست و موضع تحريم انتخابات نادقيق است و موضع ما را بطور کامل بيان نمی کند. سياست تحريم اگرچه مشروعيت انتخابات در نظام جمهوری اسلامی و يا انتخابات معينی  را رد می کند اما بطور تلويحی به مشروعيت کليت رژيم و ساختارهای حاکميت آن مهر تاييد می زند، يا حداقل اين معنی را هم به ذهن تداعی کند. سازمان يا حزبی که انتخابات را تحريم می کند ناگفته پيش شرط هايی را جلو پای جمهوری اسلامی می گذارد که اگر جمهوری اسلامی به آن شرايط تن دهد لابد آن حزب يا سازمان موضع تحريم را پس می گيرد. در صورتيکه برای ما پيش شرط يک انتخابات واقعا آزاد سرنگونی جمهوری اسلامی است. شما می توانيد تصور کنيد هر کدام از پيش شرط های برگزاری يک انتخابات آزاد يکی از پايه های حاکميت جمهوری اسلامی را ويران می کند. با اين توضيحات خواستم بگويم که سياست تحريم  موضع ما را به بطور کامل و دقيق بيان نمی کند. با اينهمه ما در تبليغ حول اين مسئله مته به خشخاش نزديم چون می دانيم بخشی از نيروهای چپ که موضع تحريم را دارند توهمی به کليت اين رژيم ندارند شايد برای اين بخش از نيرو ها، سياست و يا مقوله "تحريم" به يک اغماض يا عدم دقت و اشتباه مصطلح در ادبيات سياسی آنان تبديل شده است.
ما در فرصتی که نمايش انتخاباتی در جريان بود به تبليغات افشاگرانه در مورد ماهيت جمهوری اسلامی، ماهيت واقعی جنگ جناح های درون رژيم، و به جايگاه "انتخابات" در نظام جمهوری اسلامی پرداختيم و به مردم فراخوان داديم به پای صندوق های رای نروند. از فعالين و پيشروان سوسياليست جنبش های اجتماعی خواستيم تا از اين فرصت استفاده کنند و راه رهائی از چنگ همه  مصائب و محروميت ها، راه تشکل يابی و راه خلاصی از شر جمهوری اسلامی را به مردم نشان دهند. از اين فرصت استفاده کنند و آگاهی به ضرورت سازماندهی انقلاب اجتماعی و سوسياليسم را به اعماق جامعه ببرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 2  توسط کمون  | 

جنبش زنان و جنبش کارگری

 مینا روشن

حضور گسترده زنان در وقایع اخیر ازشرکت در روز کارگر گرفته تا جنبش اعتراضی مردم بار دیگر پتانسیل موجود در جنبش زنان ایران و ضرورت ساز ماندهی و سمت وسو دادن به این جنبش را نشان میدهد.

ارتباط جنبش زنان با جنبش کارگری تنها  یک ضرورت تاکتیکی نبوده بلکه ریشه در واقعیت های تاریخی ـ طبقاتی دارد. ستم بر زن همزمان با فروپاشی نظام مادر تباری و به وجود آمدن طبقات در جامعه شروع شده و به تدریج استحکام یافت. در واقع از آن روزی که ثروت در جامعه فزونی یافت و نظامهای طبقاتی پا گرفتند ومتناسب با آن استثمارانسان از انسان به وجود آمد و گسترش یافت، زنان نیز به اشکال مختلف به فرو دستی کشانده شده، مورد ستم و بهره کشی قرار گرفتند.

در جوامع سرمایه داری زنان به مثابه بخش بزرگی از نیروی کار، در کارخانه ها، کارگاه ها و در خانه، به عناوین مختلف مورد ستم و بهره کشی قرار میگیرند و استثمار می شوند. استثمار پنهان و چند گانه زنان از یک سو منافع عظیم اقتصادی برای سرمایه داری به ارمغان می آورد و از سوی دیگر تنها به قیمت اسارت و به قیدوبند کشیدن زنان است که شیوه خاص زندگی درجامعه سرمایه داری که از ضروریات بقای این جامعه میباشد امکان پذیر می گردد.

در جوامع سرمایه داری کارگران وزحمتکشان ــ اعم از زن و مرد ــ استثمار میشوند و با تولید اضافه ارزش برای سرمایه داران ایجاد سرمایه و ثروت می کنند.

-زنان کارگر اما در همین جوامع از موقعیت به مراتب بدتر و پایین تری نسبت به مردان، حتی مردان کارگر برخوردارند. نگاهی گذرا به وضعیت زنان، در جامعۀ سرمایه داری ایران، آشکارا نشان از وضعیت فرودست زنان، به ویژه در چنین جوامعی دارد: 

تحت قوانین نابرابرو ضد کارگری نوشته و نانوشتۀ سرمایه ،اشتغال زنان به ویژه زنان متاهل با مشکلات وموانع عدیده ای روبرو میباشد. به هنگام تعدیل نیرو ، اول از همه به سراغ  زنان می روند؛ در بسیاری از کارخانه ها دختران کارگر در صورت ازدواج اخراج میشوند! (تا مبادا بار دار شده به مرخصی زایمان بروند و یا بچه شان مریض شود وبه مرخصی نیاز پیدا کنند) و در کارخانه هایی هم که مهد کودک دارند غالبا" علیرغم ماده  14آیین نامه اجرایی شیر خوارگاهها، مبلغی از حقوق مادر بابت مهد کودک کسر میگردد. همچنین مراجعه مادر  به مهد جهت شیر دادن بچه، از نگاه سرمایه دار، یک نقطه ضعف واتلاف وقت تلقی میگردد. بگذریم که این مهد کودک ها علیرغم مواد و تبصره های آیین نامۀ فوق، فاقد امکانات بهداشتی و آموزشی لازم میباشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 22  توسط کمون  | 

گفتگو با فردین نگهدار در باره ی وضعیت جنبش کارگری در سال 87

   

خسرو غلامی

 

 منبع سايت كميته هماهنگي براي كمك به ايجاد تشكل هاي كارگري

سال گذشته کارگران در ایران، همچنان با تعرض سرمایه داران به کار و زندگی شان روبرو بودند و البته نتیجه طبیعی این کارکرد، چیزی جز اعتراض و مبارزه نبود. آنها به شکل های مختلف  به این وضعیت عکس العمل نشان دادند و برای دستیابی به حقوق پایمال شده ی خود، از هر شیوه ای استفاده کردند. چندی پیش در مورد وضعیت طبقه کارگر در سال 87، گفتگویی با فردین نگهدار یکی از فعالین کارگری ایران داشتم که متاسفانه بدلیل مشکلات فنی، دیر انتشار یافت. امیدوارم که این مصاحبه مورد استفاده خوانندگان قرار بگیرد و کمکی برای آنهایی باشد که با نگاهی مسئولانه، سالم و بی غرض به مسایل و معضلات  کارگری می پردازند و برای پیشروی و پیشبرد مطالبات این جنبش تلاش می کنند. متن کامل این پرسش و پاسخ به شرح زیر است:

سئوال: سال 87 يكي از سال‌هاي پرتنش و پر از چالش‌هاي جدي طبقه كارگر ايران با سرمايه‌داران بود. اعتراض كارگران به عدم پرداخت حقوق و به تعويق افتادن آن، اخراج و ديگر مطالبات‌شان، يكي از خبرهاي روز جامعه بود و حتي در خبرگزاري‌ها و سايت‌هاي رسمي نيز انعكاس داشت. این در حالی بود که کارفرمایان برای مقابله با این جنبش، ابزارهای مختلف را در اختیار داشتند واز آن استفاده کردند. اگر چه آمار دقيق و كاملي از اعتراضات و اعتصابات كارگري در سال گذشته در دسترس ما نيست، اما بي‌ترديد در مقايسه با سال پيش از آن، رشد چشمگيري داشت.  به عنوان اولين سئوال مي‌خواستم بپرسم كه ارزيابي شما از مبارزات كارگري در سال 87 چيست؟ محتواي خواسته‌ها و مطالبات كارگران در چه سطحي بود و آنها چه راه‌هايي را براي رسيدن به اهداف خود دنبال كردند و اساسا" آيا نسبت به سال پيش از آن اشكال مبارزاتي‌شان تغيير كرد؟

جواب: جنبش کارگری ایران تجربه یک صد ساله پر فراز ونشیب را با خود دارد و تحلیل وتدقیق این تاریخ، بخشی از وظایف کارگران وفعالین کارگری است. جدال هر روزه و دایمی کارگران با سرمایه داران و نقد وبررسی آن، بهترین مدرسه ای است که با مرور این درس آموزی می شود بیشتر به موقعیت امروز طبقه کارگر دست یافت وبه دادن تصویر واقعی وروشن تری از جنبش کارگری رسید.

 مبارزه كارگران در سال 87، ادامه مبارزات سال هاي گذشته بود، با این واقعيت كه در این سال، کشاکش و صف بندي هاي طبقاتي آشكار و حاد تر شد. در اين ميان اما، گرچه طبقه كارگر هنوز " طبقه درخود " است، اما نمود ها و شکل هایی از مبارزات وسيع كارگران، هدفمند شدن مبارزه آنها را پیشاروی ما قرار مي دهد. براي ارزيابي دقيق تر مبارزات كارگران در سال 87، باید این نکته را یادآور شوم که تحمیل فلاکت و پایمال شدن حقوق طبقه کارگر به سال هاي پيش از آن برمی گردد و این مسئله به مرور زمان، تشديد شد. سال گذشته  سياست هاي نئوليبراليستي تعديل اقتصادي و البته با ادبیات دفاع از مستضعفین،  به شكل جدي تري تداوم یافت. کارکرد این سیاست یک روی آن اخراج سازی ها بود. این روند مشکلات مالی فراوان و بي حقوقي هاي گسترده اي را بر كارگران  تحميل كرد وآنها و خانواده های شان، قربانيان اصلی رکود اقتصادی و تورم افسار گسیخته شدند. همچنين رقابت جناح هاي مختلف سرمايه داري و جدال آنها بر سر چگونگی اجراي خصوصي سازي ها و حذف حداقل حمايت هاي دولتی از قیمت کالا ها، در سال 87 شدت بيشتري به خود گرفت. " طرح تحول اقتصادي " و دو محور اساسي آن يعني اصلاح يارانه ها و تغییر موادي از قانون كار فعلي، به ويژه حذف تعيين حداقل دستمزد و باز گذاشتن دست كارفرمايان براي اخراج آسان و کم دردسر كارگران از جمله محورهاي مورد مباحثه دو جناح بود. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 12  توسط کمون  | 

مصاحبه جهان امروز با صلاح مازوجی

 در باره رویدادهای اخیر ایران

 

جهان امروز: در ادامه ارزیابی ها و سیاستهای حزب در قبال خیزش توده ای و وقایع اخیر که در اطلاعیه های کمیته مرکزی بوضوح آمده است، خواستم ببینم که ارزیابی شما از اوضاع کنونی بویژه بعداز سخنرانی خامنه ای در نماز جمعه چند روز پیش چیست؟

 

صلاح مازوجی: به نظرمن مواضع خامنه ای کاملا قابل پیش بینی بود، چون بر خلاف تصوری که وجود دارد، خامنه ای مافوق جناح ها نیست، این خامنه ای نیست که خط مشی جناح مسلط در حاکمیت جمهوری اسلامی را تعیین می کند بلکه این رهبری سپاه پاسداران است که تعیین سیاست می کند. از مقطع " انتخابات" نهمین دوره ریاست جمهوری که تسلط و برتری جناح سپاه پاسداران درآرایش سیاسی درون حاکمیت جمهوری اسلامی را رسمیت بخشید، خامنه ای مواضع خود را با منافع جناح سپاه پاسداران تطبیق داده است. خامنه ای در سخنان روز جمعه، در واقع با تائید مجدد "انتخابات"  و تائید مجدد ریاست جمهوری احمدی نژاد و بر حذر داشتن موسوی از ادامه اعتراضات خیابانی، عزم سپاه پاسداران برای تصفیه کامل طرفداران موسوی و جناح موسوم به اصلاح طلبان از دستگاه حاکمیت جمهوری اسلامی را دوباره اعلام کرد و از طرف دیگر به خیزش توده های مردم اعلام جنگ داد.

بدنبال سخنان خامنه ای، موسوی و طیف اصلاح طلبان حکومتی سه گزینه بیشتر پیش رو ندارند. اینها هم اکنون با تلاش های پشت پرده و با اتکا به مهره هایی نظیر رفسنجانی که در راس مجلس خبرگان و در شورای مصلحت نظام هم حضور دارد در پی پیدا کردن فرمول سازش هستند. اینها به کمتر از ابطال "انتخابات" هم راضی می شوند. اینها دنبال راه و سازشی می گردند که اگر به ابطال " انتخابات" هم منجر نگردد، ماندن و سهم آنها را در حاکمیت جمهوری اسلامی را تضمین کند. اینها برای گرفتن امتیاز در همانحال که تلاش می کنند تا در صف فرماندهان سپاه پاسداران شکاف ایجاد کنند و بخش بیشتری از روحانیونی که از افراطی گری های احمدی نژاد به هراس آمده اند را با خود همراه نمایند، با کارت خیزش و اعتراضات توده ای مردم نیز بازی می کنند.

گزینه دوم این است که چنانچه به سازش و گرفتن تضمین های قابل قبولی دستیابی پیدا نکنند، راه تسلیم و تمکین به حذف کامل خود از حاکمیت جمهوری اسلامی را در پیش گیرند که این البته به معنای خودکشی سیاسی است، چون طبقه متوسط و طیف نیروهای لیبرال و اپوزیسیون هواخواه رژیم که دور آنها حلقه زده اند خاصیت موسوی و اطرافیانش را در این می بینند که در حاکمیت بمانند.

گزینه سوم تداوم سیاست پناه بردن به اعتراضات توده ای است. که البته این اعتراضات در تداوم خود رادیکالیزه می شود و هم اکنون نشانه هایی از رادیکالیزاسیون این اعتراضات وجود دارد. ترس و وحشت از روند رادیکالیزاسیون است که امکان تسلیم و یا سازش موسوی و طیف اصلاح طلبان حکومتی با جناح مسلط را بالا می برد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 0  توسط کمون  | 

 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 در ارتباط با اعتراضات مردمی در شهرهای ایران

 

کارگران، مردم آزاده ایران

 

اکنون رژیم جمهوری اسلامی با یکی از گسترده ترین بحران های سیاسی و اقتصادی دوران سی ساله حیات خود روبرو شده است. دامنه و ابعاد این بحران در تورم و گرانی سرسام آور، بیکاری میلیونی، ورشکستگی پی در پی مراکز تولیدی و بنگاههای صنعتی، انزوای بین المللی، رشد جنبش های اجتماعی و اعتراضات توده ای و تشدید اختلافات و کشمکش سران و جناح های درون حاکمیت به روشنی خود را نشان داده است.

جناح غالب در حاکمیت می خواهد با تثبیت هر چه بیشتر موقعیت سپاه پاسدارن در حاکمیت و با اعمال یک دیکتاتوری خشن نظامی این بحران را از سر بگذراند و از این راه بقای رژیم جمهوری اسلامی را تضمین کند. رژیم در همین راستا با سازماندهی قدرت نمائی نیروهای نظامی و امنیتی خود در پشت پرده صحنه سناریوی انتخابات، محمود احمدی نژاد را دوباره از صندوق ها بیرون آورد. اکنون جناح غالب در صدد اجرای آخرین صحنه سناریوی انتخابات است  و می خواهد به کمک حکومت نظامی و به یاری بخش های مختلف دستگاه دولتی، صدا و سیما و دیگر مطبوعات و رسانه های وابسته به رژیم، حضور آن بخش از لايه هاي اجتماعي را که به پای صندوق ها کشانده بود به پشتوانه ای برای سر کوب خود آنان  تبدیل کند.

اکنون گروهها و لايه های اجتماعی سرخورده و پشیمان از شرکت در انتخابات در كنار مردمي كه همواره از موجوديت و كليت رژيم بيزار بوده اند، خیابان های تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران را  به میدان اعتراض علیه کودتای انتخاباتی سپاه پاسداران تبدیل کرده و نیروهای انتظامی با درنده خوئی به جان این مردم خشمگین و معترض افتاده اند. دانشگاه ها ، خیابان ها و میادین مختلف تهران و شهرهای دیگر ایران به صحنه زد و خورد نابرابر مردم با دستان خالی و نیروهای تا دندان مسلح رژیم تبدیل شده است .

مردمی که تحت تاثیر عوام فریبی و کمپین تبلیغات دورغین سران رژیم، اصلاح طلبان دولتی، مطبوعات غربی و آن بخش از اپوزیسیون بورژوائی هواخواه رژیم قرار گرفتند و به پای صندوق های رای رفتند، نباید بار دیگر با دنباله روی از موسوی، کروبی و خاتمی اشتباه تاریخی خود را به نحوی دیگر تکرار کنند. این كارگزاران رژيم خودشان یک پای ثابت حاکمیت سی ساله جمهوری اسلامی بوده اند و در تمام جنایات رژیم علیه مردم شرکت داشته اند. اکنون که میرحسین موسوی به مردم رهنمود می دهد که شبانه با شعار الله اکبر بر روی بام ها ظاهر شوند، مردم باید بدانند که سی سال آزگار است که دسته های چماقدار انصار حزب الله با شعار الله اکبر تحت رهبری همین آقایان به صفوف کارگران معترض، زنان و دانشجویان بپاخاسته و به جنبش انقلابی کردستان یورش می برند. شعار الله اکبر یکی از نمادهای حاکمیت دولت مذهبی و محرومیت مردم از ابتدائی ترین حقوق انسانی است.

اصلاح طلبان حکومتی هيچگاه تمایل، صلاحیت و توانایی رهبری مبارزات حق طلبانه مردم را نداشته اند و ندارند. مردم ایران نباید به نیروی ذخیره تسويه حساب نامزدهای بازنده با احمدی نژاد تبدیل شوند. نباید دنبال شعارهای ارتجاعی آنان راه بیافتند.

مردم لازم است با شعارها و مطالبات روشن خود که ریشه در نیازهای واقعی زندگی و حقوق انسانی آنان دارد پا به میدان مبارزه بگذارند. شعارها و مطالباتی که تحقق هر کدام از آنها یکی از ارکان حاکمیت رژیم را به لرزه در می آورد و گشایشی واقعی در زندگی مردم ایجاد می کند.

مردم باید، خواست جدائی مذهب از دولت، آزادی بی قید و شرط سیاسی، آزادی کلیه زندانیان سیاسی، تامين برابری زن و مرد در تمام شئون زندگی اجتماعی، لغو حجاب اجباری، آزادی ایجاد تشکل کارگری، افزایش دستمزدها مطابق سطح تورم واقعی، تامین آزادی های فردی، پایان دادن به ستمگری ملی، لغو مجازات اعدام و  غیره را به شعار اعتراضات و مبارزه خود تبدیل کنند.

جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی باید در مبارزه برای تحقق این خواست ها صفوف خود را سازمان دهند. سرنگونی جمهوری اسلامی و تحقق انقلاب اجتماعی از همین مسیر می گذرد. فعالین حزب و پیشروان سوسیالیست جنبش های اجتماعی لازم است نسبت به اوضاع کنونی فعالانه برخورد کنند و اين جهت گیری ها را به میان اعتراضات مردم ببرند.

 

سرنگون باد جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

زنده باد سوسیالیسم

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

25 خرداد 1388 -  15 ژوئن 2009

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 2  توسط کمون  | 

اصلاح یا انقلاب؟ مساله این نبود!

     رزا ( رهایی زنان ایران)

مقدمه
کمتر از 10 روز دیگر دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری حکومت اسلامی برگزار می شود و همچون همیشه در آستانه انتخابات مباحث و گفتگوهای مرتبط با این مقوله درمیان گروه ها و نیروهای اجتماعی- سیاسی از طیف حکومتی گرفته تا اصلاح طلب و اپوزیسیون، از خانه و محل کار و دانشگاه گرفته تا اماکن عمومی، خود را بدل به داغ ترین بحث روز کرده است. فضای انتخاباتی فعلی یکبار دیگر ، همچون دیگر انتخابات، نشان داد که برای اکثریت جامعه ایران برهه انتخابات نه فقط به شکلی نمادین بلکه، تحت تاثیر ایدئولوژی حاکم، به طور عینی مقطعی تاریخی و سرنوشت ساز تلقی می شود. از همین رو انتخابات برای غالب گروه ها و نیروهای اجتماعی بدل به آوردگاهی می شود تا شاید از طریق آن مطالبات و منافع شخصی و گروهی خویش را، به روش های به اصطلاح دموکراتیک، و اصلاح طلبانه به گروه های رقیب و همچنین به برگزیده ی این نمایش انتخاباتی تحمیل کنند. در این میان اگرچه تفاوت هایی در شیوه طرح مطالبات و نیز محتوا و سطح خواسته ها وجود دارد و البته تاکتیک های چانه زنی این گروه های به اصطلاح سیاسی متفاوت است. اما همه ی این گرایشات در یک عقیده هم رای و به طور ضمنی متفق القولند که انتخابات تنها برهه ای است که می توان از آن برای پیشبرد خواسته های فردی و گروهی خود در چارچوب حکومت و نظام حاکم سود جست. بر پایه همین استدلال است که از نظر نگارنده، در این اجماع عمومی هیچ تفاوت ماهوی و کیفی بین عمل سیاسی اصولگرایان و اصلاح طلبان حکومتی، همچنین لیبرال ها و اصلاح طلبان غیر حکومتی معتقد به سیاست پراگماتیستی- که حضور در انتخابات را تشویق و بر تنور انتخابات می دمند- از یکسو و گرایشات اپوزیسیون اعم از چپ و راست که تحریم انتخابات را سرلوحه عمل انتخاباتی! خود قرار داده اند وجود ندارد. آنچه این طیف های ناهمگون را بر سرمیز انتخابات نشانده و به سهم خواهی از سفره ای که حکومت اسلامی تدارک دیده است وا داشته تنها در چارچوب منطق سیاست زده- و نه سیاسی- این نیروها و باور آنها به امکان اصلاح قانونی و در نتیجه تغییر کیفی از طریق چانه زنی با نظام حاکم است. (لازم به ذکر است این چانه زنی حتی تهدید به تحریم انتخابات را نیز شامل می شود) از همین رو، در این مقاله سعی خواهد شد به ریشه ها نظری و در مطالب آتی به مابه ازای عینی نگرش سوسیالیستی به رفرم در وضعیت کنونی ایران و به ویژه درآستانه انتخابات پرداخته شود. زیرا مبنای رویکرد انتخابات محور این نیروها همان پذیرش اصل اصلاحات در چارچوب نظم موجود و تمرکز بر فعالیت هایی است که به زعم ایشان میتواند خواسته های اصلاحی آنان را به برنامه های دولت تحمیل نماید. بدیهی است پذیرش چنین رویکردی از سوی سایر نیروهای اجتماعی در راستای منافع و اهداف گروهی ایشان قابل درک و تحلیل است اما آنچه لزوم پرداختن به مساله رابطه ی انقلاب و اصلاح را غامض تر می سازد متاسفانه پذیرش و کاربرد این رویکرد عوامانه و سیاست زده به انتخابات از سوی بخشی از نیروهای معتقد به جنبش سوسیالستی و مدعیان پیروی از اصول مارکسیسم است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 22  توسط کمون  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی کومه له به مناسبت نمایش انتخابات ریاست جمهوری در ایران

 

مردم مبارز کردستان!

 

روز 22 خرداد ماه سال جاری در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی نمایش انتخابات ریاست جمهوری برپا خواهد گردید.

واقعیت این است که در طول حیات جمهوری اسلامی نه تنها هیچگاه انتخابات مردمی برگزار نشده بلکه در این خصوص از سوی سران رژیم اسلامی حتی معیارهای شناخته شده جهان سرمایه داری نیز رعایت نشده است.

چشم بندی هایی که بر آن نام انتخابات نهاده اند از 30 سال پیش و از زمانی آغاز شد که سران جمهوری اسلامی با هدف مشروعیت بخشیدن به رژیم خود رفراندومی  فریبکارانه تحت نام " جمهوری اسلامی آری یا نه" را در همان ابتدای قدرت گیری خود بر مردم ایران تحمیل نمودند. این رفراندوم به گونه ای از پیش تنظیم شده بود که اگر کسی به آن "پاسخ مثبت نمی داد" گویا خواهان بازگشت رژیم قبلی می بود.

روشن است از آن روز تاکنون رژیم اسلامی در همۀ انتخاباتی که برگزار کرده وجود هیچ کاندیدای غیر وابسته به دستگاه ولایت فقیه را تحمل نکرده است. به این ترتیب پایه های یک دیکتاتوری سیاه مذهبی که با قوانین شریعت اسلامی قوام یافته است، پی ریزی گردید، به گونه ای که کاندیداتورهای پست ریاست جمهوری و نمایندگی پارلمان رژیم می بایستی بی هیچ کم و کاستی پایبندی خود را به اصل محوری ولایت فقیه و نیز به مذهب رسمی حکومت یعنی تشیع اثبات نموده و در ادامه از فیلتر شورای نگهبان نیز رد می شدند.

حتی انتخاباتی که در همین چهارچوب تعیین شده هم از سوی رهبران جمهوری اسلامی طی سالیان گذشته برگزار شده اند، همراه با انبوهی تقلب و فساد همراه بوده است.

این بار نیز و در سر فصل دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رژیم در خرداد ماه سال جاری بار دیگر همان نمایش به شکل پیشین تکرار خواهد شد، لیکن توده های مردم ستمدیده در کردستان همچون سایر بخش های ایران، دقیقا به ماهیت ضد دمکراتیک و غیر مردمی و خصلت نمایشی و فریبکارانه انتخابات در چهارچوب رژیم اسلامی واقف هستند. آنان بخوبی می دانند که اینگونه به اصطلاح انتخابات ها، ابزاری فریبکارانه در دست رژیمی است که طی 30 سال گذشته در کنار آن با اتکا به سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام به تحمیل بی حقوقی ها، فقر و سیه روزی بر آنان مبادرت ورزیده است.

بنابراین روشن است که مضحکه انتخابات ریاست جمهوری رژیم اسلامی چیزی نیست مگر ابزاری دیگرگونه و ابزاری فریبکارانه  که در خدمت به  سران جمهوری اسلامی در راستای تدوام سیاست سرکوب و تحمیل ستم بر مردم ستمدیده کردستان و ایران تا به امروز به کار گرفته شده است.

اگر به اسامی و گذشته کاندیداتورهایی که به نمایندگی از سوی جناح های درون حاکمیت با یکدیگر رقابت می کنند نگاهی گذرا بیندازیم، در کارنامه سیاسی آنان چیزی جز جنایت، شقاوت و سرکوب حقوق و آزادی های اولیه مردم ایران و کردستان نخواهیم دید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 1  توسط کمون  | 

حزب دمکرات کردستان-ایران و انتخابات ریاست جمهوری در ایران

جمال بزرگپور  

حزب دمکرات کردستان- ایران ( منبعد حدک) اخیرا با انتشار بیانیه‌ای در رابطه‌ با دهمین دوره‌"انتخابات" ریاست جمهوری در ایران  اعلام موضع کرده و همانطور که‌ انتظار میرفت ، اگر چه با بیان ایراداتی به‌ پروسه برگزاری "انتخابات" خود را برای شرکت در این مضحکه‌ که‌ از جانب جمهوری اسلامی  سازمان داده شده‌ است آماده میکند.

 حدک در بیانیه‌ خود  از مهدی کروبی یکی از کاندیداهای پست ریاست جمهوری، پشتیبانی کرده‌ است ، چون گویا  ایشان در برنامه‌ تبلیغاتی خود "ابتکار تازه‌ای" بخرج داده‌ ، تامین حقوق اقوام و اقلیتهای مذهبی را در برنامه‌ خود گنجانده است!!.

آمدن عنوان حقوق اقوام در برنامه‌ تبلیغاتی کروبی، حدک را به‌ شعف انداخته تا جاییکه‌ آنرا  اقدامی "علنی و بدون پرده‌‌" و "گامی مهم" در طرح  خواست و مطالبه‌ مردم کردستان مینامد که‌ گویا در طول 30 سال گذشته‌  این برای اولین بار است که‌ از جانب کاندید پست ریاست جمهوری این حقوق اگرچه‌ تحت عنوان اقوام تاکید و طرح میگردد.

حدک که‌ همواره  اتفاقات و تغییر و تحولات  در بالا به‌ وسوسه‌اش انداخته‌ و سعی داشته‌ که‌‌ به‌ شکلی و به‌ نحوی در آن ادای سهم کند تا بلکه‌ نصیبی عایدش گردد، اینبار وسوسه خود را  در این  "انتخابات" با پشتیبانی کردن از کروبی دنبال میکند. دنیا را چه‌ دیدی شاید در بازی قدرت در آن بالا دری به تخته خورد و اینبار نام شیخ از صندوق آرا بیرون کشیده‌ شد و حدک نیزکه‌ در این "پیروزی" سهیم بوده‌ وپس از "این پیروزی" از الطاف شیخ در تامین حقوق اقوام  بهره‌ای ببرد. اما حدک در حین حال میداند که‌ اکثریت مردم کردستان از کل حاکمییت اسلامی ازهر نوع و قماشی که‌ باشند، بیزارند و" انتخاباتش" را نیز مضحکه ای بیش نمیدانند و همچنین میداند  حسابی که‌ برروی کاندید مورد علاقه‌اش باز کرده‌ ممکن است در کردستان شانس زیادی نداشته باشد، از اینرو بیانیه‌ را طوری تنظیم کرده‌اند که‌ گویا مضحکه‌ بودن " انتخابات"‌‌‌ و عدم موفقیت این کاندیدای "مدافع حقوق اقوام و اقلیتهای مذهبی" را از نظر دور نداشته‌اند.

در بیانیه‌ گفته‌اند که‌ انتخابات آزاد و دمکراتیک نیست، گفته‌اند که‌ در نظام اسلامی قدرت مافوق قانون وجود دارد، گفته‌اند که‌ این قدرت امکان برداشتن "گامهای مهم"!!  را از رئیس جمهور  برای پیشبرد برنامه‌هایش از جمله‌ تامیین حقوق اقوام و اقلیتهای مذهبی سلب میکند و گفته‌اند که‌ در روزهای مانده به‌ " انتخابات" ( البته‌ پس از این اعلام پشتیبانی) منتظر اقدامات بیشتر وبرداشتن گامهای بیشتری(حتما قاطعانه‌تری!!) از سوی آقای مهدی کروبی برای در نظر گرفتن سهم بیشتربرای اقوام خواهند ماند.

به‌ برخی نکات مطرح شده تا کنونی بیشتر بپردازیم.

برخلاف گفته‌ بیانیه‌ حزب دمکرات کردستان- ایران ، این اولین بار نیست که‌ ازیکی مهره‌های رده‌بالای رژیم اسلامی البته‌ ریاکارانه‌ از تامین حقوق به‌ گفته‌ خودشان اقوام و اقلیتهای مذهبی

حرف میزند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 2  توسط کمون  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 

در مورد دهمین نمایش انتخابات ریاست جمهوری

 

در حالی که کمتر از یک ماه به برگزاری نمایش انتخابات ریاست جمهوری در ایران باقی مانده است  و روزنامه های و مطبوعات دولتی همگی مشغول بازار گرمی برای آن هستند، رژیم همچنان بطور سازمانیافته  در تلاش است تا با تشدید سرکوب و تعرض به سطح معیشت و زندگی کارگران و اکثریت حقوق بگیران و مردم ایران وضعیت نابسامان اقتصادی خود را سر و سامان دهد. رژیم جمهوری اسلامی عزم جزم کرده است که با پا گذاشتن بر شانه های طبقه کارگر ایران و به قیمت خانه خرابی و به روز سیاه نشاندن میلیونها خانواده کارگری خود را از گرداب این بحران رها سازد و سود اندوزی سرمایه داران ایران را تامین کند.

 

رژیم جمهوری اسلامی که در خوف و هراسی دائم از برپا شدن شورش های مردمی بسر می برد، کمپین تبلیغاتی مضحکه انتخابات ریاست جمهوری را با ایجاد فضای رعب و وحشت، و بگیر و ببند فعالین کارگری، فعالین جنبش دانشجویی، فعالین جنبش زنان، و دیگر عرصه های فعالیت مدنی، تداوم اعدام ها و قدرت نمایی گردانهای ویژه ضد شورش بسیج و سپاه پاسداران و تدارک آمادگی مقابله با رویدادهایاحتمالی توام کرده است.

 

تشدید این اقدامات در آستانه "انتخابات" ریاست جمهوری و چنگ و دندان نشان دادن ها و مانورهای نطامی سپاه پاسداران در ماههای اخیر نشان دهنده واقعیت رابطه رژیم و مردم ایران است. رژیم که پایگاهی در میان مردم ندارد، برای تداوم حیات خود بیش از پیش به نیروهای امنیتی و مسلح متکی می شود. همه نشانه ها بیانگر این واقعیت است که روند تحولات درون حاکمیت و آرایش سیاسی جناح های درون آن به طرف قدرت گیری بیشتر سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی پیش می رود. بدنبال شبه کودتای انتخاباتی دوره نهم، به میزان قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی سپاه پاسداران افزوده شده است. اکنون ما با یک غول عظیم نظامی و اقتصادی روبرو هستیم که در قدرت سیاسی نیز دست بالا را دارد. از نظر اکثریت جناح غالب حکومتی که اکنون مجلس و دولت را در اختیار دارند دهمین دوره              

 "انتخابات" باید موقعیت جدید سپاه پاسداران را تثبیت کند و آنرا در چهارچوب رژیم اسلامی قانونی کند. "انتخابات" در نظام جمهوری اسلامی که بر اساس پایین ترین معیارها نیز در ضدیت با انتخابات دمکراتیک قرار دارد، عملا به ابزار و امکانی تبدیل شده است که جمهوری اسلامی بوسیله آن در هر دوره به آرایش سیاسی و توازن قوای جناح ها درون حاکمیت وجهه شرعی و قانونی می دهد و از این راه به حاکمیت سیاه خود ادامه می دهد.

 

اکثریت اصول گرایان اگر چه مجلس و دولت را در اختیار دارند و از پشتیبانی فرماندهان سپاه و بسیج نیز برخوردارند و ظاهرا منسجم و سازمانیافته تر پا به میدان رقابت ها گذاشته اند با اینهمه در مقابل موج رو به افزایش مخالفت ها با احمدی نژاد، اعتماد بنفس خود را از دست داده اند از همین رو باز هم خواهان دخالت فعال تر بسیج و سپاه در سیاست و انتخابات هستند. در میدان این رقابت ها پشتیبانی خامنه ای از احمدی نژاد قبل از هر چیز نشانه قدرت گیری بیشتر سپاه پاسداران است. بی جهت نیست که میر حسین موسوی نیز دوستی دیرینه و مناسبات تنگاتنگ با فرماندهان سپاه پاسداران را به رخ رقبا می کشد.

 

کارگران، مردم آزاده ایران!

 

در نظام جمهوری اسلامی، در شرایطی که از آزادی عقیده و بیان و مطبوعات خبری نیست، در شرایطی که آزادی ایجاد تشکل و فعالیت احزاب سیاسی وجود ندارد، در شرایطی که ابتدائی ترین آزادی های سیاسی از مردم سلب شده است، در شرایطی که هر گونه ندای حق طلبانه با زندان و شکنجه و اعدام پاسخ می گیرد،  در شرایط وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان و فیلتر  های سیاسی و ایدئولوژیک دیگر، و در شرایطی که تقلب، جعل و دغلکاری از ابتدا تا انتها بر پروسه انتخابات سایه افکنده است، در این شرایط مکانیسم انتخابات هیچ ربطی به دخالت آزادانه مردم در  تعیین سرنوشت جامعه ندارد. در نظام جمهوری اسلامی انتخابات مضحکه ای بیش نیست.

در این کارزار انتخاباتی کاندیداها و جناح های مختلف رژیم  می خواهند با کشاندن مردم به پای صندوق های رای به تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی مهر مشروعیت انتخاباتی بکوبند. همانطور که روشن است ماهیت نزاع و کشمکشهای جناح های درون رژیم جمهوری اسلامی هیچ ربطی به منافع توده های مردم ندارد. اهداف و استراتژی همه جناح ها و کاندیداهای تصرف پست ریاست جمهوری بقا و تداوم حاکمیت سیاه رژیم جمهوری اسلامی است. اینکه کدامیک از کاندیداهای عبور کرده از صافی شورای نگهبان برای چهار سال دیگر زمام امور را در دست می گیرند برای کارگران و مردم به جان آمده فرقی نمی کند. هر کدام این کاندیدا ها کارنامه ای پر از جنایت علیه مردم دارند. اگر حق انتخاب آزادانه و واقعی با مردم بود، مردم آنها را محاکمه می کردند.

 

مردم ایران سی سال زندگی کردن تحت حاکمیت جمهوری اسلامی را تجربه کرده اند.  شرکت در این انتخابات یعنی مشروعیت دادن به رژیمی که محصول سرکوب خونین انقلاب توده های مردم است، یعنی مشروعیت دادن به شرایط کار بردگی و بی حقوقی کارگران، یعنی مشروعیت دادن به تداوم موج اعدام ها، یعنی مشروعیت دادن به سیاست اعمال تبعیض جنسی و تحقیر هر روزه زنان، یعنی مشروعیت دادن به حمله به مراسم اول ماه مه و به زندان انداختن کارگران، یعنی مشروعیت دادن به تداوم ستمگری ملی، یعنی مشروعیت دادن به حاکمیت افکار پوسیده مذهبی، یعنی به بند کشیدن حقوق فردی و اجتماعی جوانان، یعنی مشروعیت دادن به هزار و یک محرومیت دیگر.

مردم آزاده ایران، اگر خواهان پایان دادن به این مصائب و بی حقوقی ها هستید، اگر خواهان آزادی و برخورداری از یک زندگی مرفه و آسوده هستید، اگر خواهان بهبود و اصلاح زندگی خودتان حتی تحت حاکمیت همین رژیم هستید، در انتخابات شرکت نکنید، به پای صندوق های رای نروید و با نرفتن به پای صندوق های رای، عدم مشروعیت رژیم و بساط انتخاباتش را به جهانیان اعلام کنید. با نرفتن به پای صندوق ها عزم خود را برای به زیر کشیدن رژیم جمهوری اسلامی نشان دهید.

 

فعالین سوسیالیست جنبش کارگری و جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی در این شرایط نباید تنها به ترغیب مردم به عدم شرکت در انتخابات اکتفا کنند، بلکه باید ضمن روشنگری در مورد جایگاه و ماهیت " انتخابات"  از این فرصت استفاده کرد و راه رهائی از چنگ همه این مصائب و محرومیت ها، راه تشکل یابی و راه خلاصی از شر جمهوری اسلامی را به مردم نشان دهند. باید از این فرصت استفاده کرد و آگاهی به ضرورت سازماندهی انقلاب اجتماعی و سوسیالیسم را به اعماق جامعه برد. باید نشان داد که طبقه کارگر نیروی محرکه و عامل سرنوشت ساز وقوع انقلاب اجتماعی است. طبقه کارگر آگاه به مصالح و منافع دور و نزدیک خویش، طبقه کارگر متشکل در تشکل های توده ای و طبقاتی و حزبی خود است که فادر است دیگر جنبش های رادیکال اجتماعی مانند جنبش زنان، جنبش دانشجویی و گروه های اجتماعی پیشرو را برای رسیدن به خواستهای عادلانه شان به جلو سوق دهد و سرانجام انقلاب اجتماعی را به ثمر رساند. سرنگونی جمهوری اسلامی و ایجاد هر نوع بهبود و اصلاحی و لو کوچک در زندگی مردم و تثبیت دستاوردهای مبارزاتی آنها تنها از چنین مسیری می گذرد.

 

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

زنده باد سوسیالیسم

 

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

اردیبهشت 1388

مه 2009

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 22  توسط کمون  |